تبلیغات

پشتیبانی

GOLDEN TENNIS PLAYER
قالب وبلاگ
GOLDEN TENNIS PLAYER
تنیسور های طلایی(黄金のテニス選手) 
نظر سنجی
چقدر از مطالب و قالب و...وب راضی هستین؟مخصوصا مطالب!!






صفحات جانبی
سلام به اجی های تنیسوری خودم.
بعد از چندین ماه دوباره داستان نوشتن شروع شده.
حالا ازتون میخوام دوباره مث قبل با نظرای خوبتون ما رو دلگرم کنین.
اینم قسمت بعدی داستانمون.
این قسمت:پایان دردسرها
بفرمائید ادامش

ارینا آروم چشماشو باز کرد و گفت:مو...مومو جان.
مومو:ارینا؟!!!
_ارینا...عزیزم؟حالت خوبه؟وای خدایا شکر که به هوش اومدی.تو توی این هوای سرد...وای خدا.ارینا جان.عاشقتم.
ارینا:مومو؟!تو اینجا چیکا میکنی؟من چرا اینجام؟خیلی سردمه.زانوهام... حس ندارن.
مومو:وای ارینا تو چرا با خودت اینکارا رو میکنی اخه دختر؟وایستا الان میبرمت تو اتاق.
بعدشم باز مومو ارینا رو بغل کرد و تا جای اتاق سیگاکو برد.وقتی رسید اونجا همه با تعجب نگاش میکردن.اما مومو دیگه نه میترسید از اینکه کسی ببینتش و نه هم به نگاه های اونا اهمیت میداد.ارینا تو بغل مومو بود و خیس خیس شده بود.زانو هاش پر خون بود و ساقش پاره شد بود.و از حال رفته بود.
مومو:چرا همینجوری دارین منو نگا میکنین؟بیاین کمک کنین ارینا رو ببریم روی تخت.
بعد ایجی زود رفت جلو و به صورت سرد ارینا نگاه کرد.اشک از چشماش سرازیر شد.
ایجی:آبجی؟!آبجی عزیزم.ارینا جان.
بعدش سریع ارینا رو از بغل مومو گرفت و بردش گذاشت روی تخت.
تزوکا:اممم...خب مث اینکه من یه معذرت خواهی به موموشیرو بدهکارم.یوشیکا همه چیز رو برام تعریف کرد.خب شاید اگه من اونجوری سرت داد نمیزدم...الان این اتفاق نمیوفتاد.
بعدش رفت زد به پشت مومو و گفت معذرت میخوام.
یوشیکا:تقصیر منم بود.من نباید اینقد با تو گرم صحبت میشدم.خب هر کی هم جای ارینا بود اینطوری میشد.من خودم همه چی رو براش توضیح میدم موموشیرو.تا از اشتباه در بیاد.واقعا متاسفم.
مومو:خب...ممنون از هم دردیتون.تقصیر خودمم بود.حالا دیگه فک میکنم همه خیلی خسته هستن.پس فعلا شب بخیر همگی تا فردا.
بعدش همه رفتن رو تخت خواباشون و خوابیدن.
صبح روز بعد هوا خیلی دلنشین شده بود و خورشید درخشان تر از همیشه به زمین میتابید و رنگین کمون هم وسط اسمون بود.تزوکا/نارومی/اویشی و ترسا از همه زود تر بیدار شدن تا برنامه ی تمریناتی تیم هاشون رو بچینن.
ترسا:واو...نارومی چه هوای عالییه.جون میده واسه تمرین کردن.
نارومی:اهم.حق با تو.
بعد تمام بچه های تیم از خواب بیدار شدن و  رفتن پیش کاپیتان هاشون.البته همه غیر ارینا که هنوز خواب بود.
نارومی:سلام به تنیسور های عزیز.خب امیدوارم دیشب خوب خوابیده باشین و الان هم با یه حال خوب و پر انرژی تمریناتتون رو شروع کنین.
نایاکو:من که دیشب خیلی زود خوابم برد.الان هم عالیم.منتظر دستور کاپیتان.
همه ی بچه ها به نشونه ی موافقت سراشونو تکون دادن.
اویشی:خب پسرا امیدوارم خوب خوابیده باشین.حاضرین تا تمریناتمون رو شروع کنیم؟
تاکا:بله.حاضریم.وای من دارم میسوزم.دارم آتیش میگیرم.نیاین جلو وگرنه میسوزین.هاهاهاها
همه خندیدن و گفتن حاضریم.
بعدش تا ظهر همه ی بچه ها تمرین کردن و حالشون جا اومد.ظهر که شد خانوم ریوزاکی اومد و گفت:خب خب خب...میبینم که سخت مشغول تلاش کردن هستین.
هاتسویا:بله خانوم.
خب فک میکنم برای الان دیگه بسه.چطوره برین یه دوش بگیرین و بعدشم بریم ناهار بخوریم ها؟موافقین؟
همه خوشحال بودن و رفتن تا دوش بگیرن.فقط مومو یه جا نشسته بود و کاری نمیکرد.بعدش ریوما رفت پیش و گفت:ببینم مومو جان چیزی شده؟دیشب اصلا نخوابیدی و الان هم تمرینارو با بی حوصلگی و کسلی انجام دادی.دوش هم که نگرفتی.نگران ارینایی؟
مومو سرشو تکون داد و گفت:اهم...اون دختره ی بیچاره اینقد با من خوبه و اونوقت من...
بعد مشتشو کوبید به دیوار و گفت:لعنت به من

خب دوستای عزیزم.
اینم از این قسمت.
میخوام با نظراتون بترکونین ها
بالای50تا و متمایز(غیرتکراری)
آنچه در قسمت بعد میخواید:
مومو:نخیر...مث اینکه اینجوری نمیشه
ارینا:من همه چی رو فهمیدم.



طبقه بندی: داستان دختران تنیسور، ریوما ایچیزن، تزوکا کونیمیتسو، ♥☺سیگاکو و...☺♥،
برچسب ها: داستان، پایان دردسر ها، آسیب دیدگی پر دردسر،
[ دوشنبه 28 تیر 1395 ] [ 01:23 ب.ظ ] [ SAHAR ECHIZEN ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


سلام من سحر ایچیزنم
یه سال سومی از دبیرستان سیگاکو.عاشق ♥مهدی احمدوند♥
توی این وب فقط و فقط راجع به شاهزاده ی تنیس گذاشته میشه.
در این وب شما میتونین نظر بدین و هر چی که میخواین رو بهم بگین تا به بهترین نحو ممکن تو وبم برای شما به نمایش بذارم.
این وب همه جا به اسم خودش یا اسم خودم شناخته شده.
بچه ها به تمام پست های این وب یه سری بزنین.
پس این وب رو از دست ندین.
بای بای
مدیر وب:SAHAR ECHIZEN

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

ابزار وبلاگ نویسی
ابزار وبلاگ نویسی

ابزار وبلاگ نویسی

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ابزار وبلاگ نویسی
ابزار وبلاگ نویسی
ابزار وبلاگ نویسی

كد هدایت به بالا

  • paper | سبزک | تبلیغات متنی