تبلیغات

پشتیبانی

GOLDEN TENNIS PLAYER
قالب وبلاگ
GOLDEN TENNIS PLAYER
تنیسور های طلایی(黄金のテニス選手) 
نظر سنجی
چقدر از مطالب و قالب و...وب راضی هستین؟مخصوصا مطالب!!






صفحات جانبی
سلام به همگی خوفین 

خب براتون قسمته هشتومو اوردم

این قسمت مهمونی

برای خوندنش بفرمایید ادامه
من:تویاما زود باش ریوما و هاتسویا منتظرمونن 
تویاما:خیل خب بابا اومدم دیگه 
بالاخره تویاما حاظر شد و رفتیم سر ایستگاه اتوبوس ریوما و هاتسویا هم اونجا بودن یه هو تویاما چسیبید به ریوما
وگفت:به به کوشیمای خیلی وقت بود ندیدمت دلم برات تنگ شده بود
ریوما:اما عوضش من راحت شده بودم
من:سلام هاتسویا خوبی؟
هاتسویا:اره اوه اتوبوس اومد زود باش سوار شیم
ما سوار اتوبوس شدیم من کنار هاتسویا نشسته بودم و تویاما هم کنار ریوما و هی به ریوما ور می رفت بالاخره رسیدیم زنگ خونشونو زدیم
من:وای چه خونه بزرگی!!!!!!
هاتسویا:اره ترسا خانواده پول داری داره 
در باز شد و ما رفتیم تو همه بچه ها اونجا بودن 
یوشیکا:سلام نایاکو زود باش بیا ترسا یه جایی درست کرده که ماله دختراست و همه اعضای تیمم هستن هاتسویا تو هم اگه میخوای بیا ولی ریوما و تویاما باید برن یه جای دیگه 
هاتسویا:باشه منم میام 
من یوشیکا و هاتسویا به جای مخصوص دختران رفتیم من و هاتسویا از چیزی که دیدیم تعجب کردیم 
من و هاتسویا:یه استخر
ترسا:خب خوش اومدین منتظر شما بودیم 
من:ولی ما اینجا مایو نداریم 
ایانا :ترسا فکر اونجا رو هم کرده بهتره بری تو رختکن و رختکن شماره 12 ماله تو و رختکن شماره 11 ماله هاتسویاست برین اونارو باز کنین توش یه مایو هس اونارو بپوشین بعد بیان 
من و هاتسویا لباسامونو عوض کردیم اما همین که اومدم بیرون......
یوکاری:خیل خب بچه ها اومد 
من منظورشو نفهمیدم که یه هو همه اعضای تیم به من حمله کردن و انداختنم تو استخر من شنا بلد نبودم عمقم زیاد بود 
من:کمک ......کمک اهای بجه ها کمک
نائوکو:به افتخا تازه وارد جدیدمون دست 
همه داشتن دست می زدنند که یه هو یه چیز ابی دیدم بعدشم دیگه یادم نیومد......................................چشمامو باز کردم دیدم همه کنار من هستن 
نارومی:حالت خوبه 
من:چه اتفاقی افتاده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هاتسویا:هیچی نشده فقط داشتی غرق می شدی
ارینا:چرا به ما نگفتی شنا بلد نیستی؟؟
من:خب مگه گزاشتین که بگم 
امی:شناس اوردم که من شنا بلد بودم 
من:پس تو منو نجات دادی ممنون
انچه در اینده خواهید دید:
مومو:به به چه غذا های خوشمزه ای.............
وا چی شد یه هو چرا همه جا یه هو تاریک شد...............

خب دیگه این قسمتم تموم شد 
برای قسمت بعدی 45 تا نظر
بوس بوس خداحافظ 



طبقه بندی: داستان دختران تنیسور،
برچسب ها: مهمونی، داستان،
[ پنجشنبه 29 مرداد 1394 ] [ 10:48 ب.ظ ] [ سارا فوجی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ


سلام من سحر ایچیزنم
یه سال سومی از دبیرستان سیگاکو.عاشق ♥مهدی احمدوند♥
توی این وب فقط و فقط راجع به شاهزاده ی تنیس گذاشته میشه.
در این وب شما میتونین نظر بدین و هر چی که میخواین رو بهم بگین تا به بهترین نحو ممکن تو وبم برای شما به نمایش بذارم.
این وب همه جا به اسم خودش یا اسم خودم شناخته شده.
بچه ها به تمام پست های این وب یه سری بزنین.
پس این وب رو از دست ندین.
بای بای
مدیر وب:SAHAR ECHIZEN

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

ابزار وبلاگ نویسی
ابزار وبلاگ نویسی

ابزار وبلاگ نویسی

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
ابزار وبلاگ نویسی
ابزار وبلاگ نویسی
ابزار وبلاگ نویسی

كد هدایت به بالا

  • paper | سبزک | تبلیغات متنی